تبلیغات
روانشناسان بالینی!
روانشناسان بالینی!
دانش بدون تكامل اخلاقی خطرناک و نابود كننده است... 
قالب وبلاگ
نظر سنجی
به نظر شما آینده شغلی (بازار کار) کدام یک از گرایشهای روانشناسی بهتر است؟








امروزه بسیاری از والدین به دنبال یافتن وقت مناسب برای شروع کلاس‌های آموزشی کودک خود هستند و بسیار مشتاقند بدانند در چه سنی کودک‌شان را با زبان دوم، هنر، ورزش و... اما بیشتر والدین توقعات نامعقولی از فرزندان خود دارند.، مثلا انتظار دارند پیش از آن‌که کودک آمادگی لازم را کسب کند، مسئولیت‌پذیر باشد. از فرزندان‌شان می‌خواهند خوش اخلاق و مودب باشند، با بچه‌های دیگر بدون سروصدا مشغول بازی شوند، با آنها همکاری داشته باشند، وسط حرف بزرگ‌تر‌ها نپرند، بدون اجازه دست به چیزی نزنند، مفید باشند، سریع راه بروند، سریع صحبت کنند، قبل از دبستان حداقل به دو زبان مسلط باشند، پیانو را به خوبی بنوازند و بالاخره به سرعت رشد کنند و بزرگ شوند و تمام آرزوهای فرو خفته والدین خود را در اولین فرصت برآورده کنند. همه اینها در حالی است كه قرار نیست کودک تمام‌کننده والدین باشد. از سوی دیگر کسب این همه مهارت نیاز به فرصت کافی دارد و رشد، فرآیندی آرام بوده و نیاز به زمان کافی دارد.


بقیه در ادامه...




ادامه مطلب

طبقه بندی: مطالب علمی روانشناسی،
[ چهارشنبه 23 آذر 1390 ] [ 05:25 ب.ظ ] [ احد عبدالمحمدی ]
1- (انسانی كه اهل) نیرنگ و فریب و خیانت است، در آتش (جهنّم) قرار می‌گیرد.((حضرت محمد (ص)))


2- راستی، امانت است و دروغ گفتن خیانت.((بوذرجمهر))


3- همانا برای (انسان)‌ خیانت‌كار روز قیامت پرچمی نصب می‌گردد و گفته می‌شود: (ای مردم!) آگاه باشید كه این (شخص)‌ خیانت‌كار، فلانی فرزند فلانی است.((حضرت محمد (ص)))


4- هر كس به زمانه اطمینان كند، زمانه به او خیانت ورزد و هر كس آن را تعظیم كند، پست و خوارش نماید.((امام علی (ع)))


5- نتیجه ی فریب و ریاكاری، ناامیدی و اندوه؛ و راه خیانتكاران، دشوار است.((فلورانس اسكاول شین))





طبقه بندی: سخن بزرگان،
[ جمعه 18 آذر 1390 ] [ 04:27 ب.ظ ] [ احد عبدالمحمدی ]
ساعت یک بامداد خون رسانی به قلب کاهش می یابد و ساعت پنج بامداد خون رسانی به قلب پس از یک دوره کاهش خون رسانی و کمبود اکسیژن به صورت عادی باز می گردد
...

بقیه در ادامه...




ادامه مطلب

طبقه بندی: مطالب علمی روانشناسی،
[ یکشنبه 6 آذر 1390 ] [ 09:49 ب.ظ ] [ احد عبدالمحمدی ]

1- نیروی انتظامی میریزه خونه یارو خدا. یارو  با منقل می‌پره تو استخر و داد میزنه: از اینجا به بعدش به شما ربطی نداره، به نیروی دریایی ربط داره!



2- به یک پاندا میگن بزرگترین آرزویی که داری چیه میگه عکس رنگی بگیرم.!!!


3- اولی : راستی نتیجه ی امتحان رانندگی ات چی شد؟ دومی : هنوز معلوم نیست! اولی : چرا؟ دومی : چون افسری که از من امتحان گرفته هنوز به هوش نیامده!



4- به یکی میگن وقتی زنت خونه نیست چی کار میکنی؟استراحت.میگن :وقتی هست چی ؟ میگه استقامت



5- بچه مثبته داشت گریه می کرد. باباش پرسید چی شده؟ گفت: عاشق شدم! باباش گفت حالا عاشق کی هستی؟ گفت: هر کسی که شما صلاح بدونی!




طبقه بندی: لطیفه ها،
[ جمعه 4 آذر 1390 ] [ 04:13 ب.ظ ] [ احد عبدالمحمدی ]


حضرت محمد(ص) می فرمایند : "فرزندان خود را به نام های نیك خطاب كنید"آن چه می گوییم در حقیقت فكری است كه بیان می شود. كلمه ها و اندیشه ها دارای امواجی نیرومند هستند كه به زندگی و امورمان شكل می دهند.
من و تو، ما و شما به طور حتم می توانیم با استفاده از كلمه ها و اصطلاح های مثبت در سطی وسیع انرژی مثبت را بین همه پخش كنیم.
امروزه ثابت شده كه كلمات منفی نیروی منفی به سمت شخص می فرستند و او را به سمت منفی و بیماری سوق می دهند! به طور مثال وقتی به ما می گویند خسته نباشی دراصل خستگی را به یادمان می آورند و ناخودآگاه احساس خستگی می كنیم (با خودتان امتحان كنید) اما اگر به جای آن از یك عبارت مثبت استفاده شود نه تنها نیروی ازدست رفته، ترمیم و خستگی جسم را از بین می برد بلكه نیروی مثبت و سازنده ای را به افراد هدیه می دهیم.
برای مثال:
به جای خسته نباشید؛ بگوییم : خدا قوت
به جای دستت درد نكنه ؛ بگوییم : ممنون از محبتت، سلامت باشی
به جای دروغ نگو؛ بگوییم : راست می گی؟ راستی؟
به جای لعنت بر پدر كسی كه اینجا آشغال بریزد ؛ بگوییم: رحمت بر پدر كسی كه اینجا آشغال نمی ریزد
به جای خدا بد نده؛ بگوییم : خدا سلامتی بده
به جای فقیر هستم؛ بگوییم : ثروت كمی دارم
به جای بد نیستم؛ بگوییم : خوب هستم
به جای فراموش نكنی؛ بگوییم : یادت باشه
به جای داد نزن؛ بگوییم : آرام باش
به جای من مریض و غمگین نیستم؛ بگوییم : من سالم و با نشاط هستم
به جای جانم به لبم رسید؛ بگوییم : چندان هم راحت نبود
به جای پدرم درآمد؛ بگوییم : خیلی راحت نبود
به جای ببخشید مزاحمتون شدم؛ بگوییم : از این كه وقت خود را در اختیار من گذاشتید متشكرم
به جای گرفتارم؛ بگوییم : در فرصت مناسب با شما خواهم بود
به جای قابل نداره؛ بگوییم : هدیه برای شما
به جای شكست خورده؛ بگوییم : با تجربه
به جای مگه مشكل داری ؛ بگوییم : مگه مسئله ای داری؟
به جای بدرد من نمی خورد؛ بگوییم : مناسب من نیست
به جای مشكل دارم؛ بگوییم : مسئله دارم
شما هم میتوانید به این لیست مواردی رو اضافه كرده و برای دیگران بفرستید...
وقتی بعد از مدتی همدیگر را میبینیم، به جای توجه كردن به نقاط ضعف همدیگر و نام بردن از آن ها مثل:
چقدر چاق شدی؟"، "چقدر لاغر شدی؟"، "چقدر خسته به نظر میآیی؟" ، "چرا موهات را این قدر كوتاه كردی؟"، "چرا ریشت را بلند كردی؟" ، "چرا گرفته ای ؟"، "چرا رنگت پریده؟"، "چرا تلفن نكردی؟"، "چرا حال مرا نپرسیدی؟" و ... بهتر است بگوییم : "سلام به روی ماهت"، "چقدر خوشحال شدم تو را دیدم" ، و ... عبارات دیگری كه نه تنها بیانگر نقاط ضعف طرف مقابل ما نیست
بلكه نوعی اعتماد به نفس را به مخاطبمان القاء می كند. البته اگر اصراری نداشته باشیم كه حتماً درباره ی همدیگر اظهار نظر كنیم، وگرنه میشود كه درباره ی موضوعات مشترك، البته در محوریت مثبت با هم صحبت كنیم.




طبقه بندی: مطالب علمی روانشناسی،
[ پنجشنبه 3 آذر 1390 ] [ 12:37 ق.ظ ] [ احد عبدالمحمدی ]


هر کس به نوعی تلاش می کند تا از افسردگی رهایی یابد. بعضی از این تلاشها به تجربیات شخصی افراد متکی است ولی عمدتا" به راه حل هایی که در جامعه مرسوم شده و ریشه در سنت های اجتماعی دارد پناه می برند...

همه ما در طول زندگی در دوره های کوتاه و بلند احساس داشتن غم و اندوه را خصوصا در هنگام از دست دادن همسر و یا نزدیکان، هنگام کار و یا از دست دادن آن، تجربه کرده ایم و همه ما قادر به مقابله با این حوادث هستیم. اما زمانی که این اندوه، بیش از اندازه و پایدار و عمیق باشد ممکن است منجر به بیماری افسردگی گردد.


بقیه در ادامه مطلب...



ادامه مطلب

طبقه بندی: مطالب علمی روانشناسی،
[ دوشنبه 30 آبان 1390 ] [ 12:38 ق.ظ ] [ احد عبدالمحمدی ]
1- حیله و خیانت، بیشتر از اشخاص ناتوان سر می زند.((لارشفوكولد)).


2- در وجود هر یك از ما خائنی بنام خودخواهی وجود دارد كه فقط در برابر تملق و چاپلوسی نرم می شود.((پل والری))


3- اگر كسی یك بار به تو خیانت كرد، این اشتباه او است و اگر كسی دوبار به تو خیانت كرد، این اشتباه تو است.((دالایی لاما))


4- بدترین چیز در زندگی، هراس در میدان جنگ و خیانت به دوست است.((اسكار وایلد))


5- تردیدها به ما خیانت می كنند، ما را از تلاش به دور می سازند و از پیروزی هایی كه به احتمال زیاد نصیب ما خواهد شد محروم می سازند.((ویلیام شكسپیر))




طبقه بندی: سخن بزرگان،
[ دوشنبه 30 آبان 1390 ] [ 12:19 ق.ظ ] [ احد عبدالمحمدی ]
1- میدونی معنی سی ان جی چیه؟ یعنی سوخت نداریم جیگر


2- اگه یکی بهت روزی 1 اس ام اس زد بدون ازت خوشش میاد اگه 2 تا فرستاد بدون براش مهمی اگه 3 تا شد بدون دوست داره اگه 4 تا شد بدون موبایل خودش نیست



3- آبادانیه میره تهرون سوار اتوبوس میشه ، به راننده بلیط میده ، راننده میگه آقا این بلیط ماله آبادانه !! آبادانیه میگه : کوکا چیشتو خوب باز کن ! روش نوشته آبادان و حومه


4- شباهت آقایون با آگهی بازرگانی چیست؟ شما نمی توانید یک کلمه از حرف های آنها را باور کنید و هیچ چیزی برای زمانی بیش از 60 ثانیه دوام نمی آورد



5- یه روز یه چوپان میره خواستگاری . بهش میگن چه كاره ای ؟میگه :مهندس دامپیوتر و پشم افزار



طبقه بندی: لطیفه ها،
[ شنبه 28 آبان 1390 ] [ 10:29 ب.ظ ] [ احد عبدالمحمدی ]


اسکینر در 20 مارچ 1904 در پنسیلوانیا به دنیا آمد و در 18 آگوست 1990 درگذشت. او دوران بچگی‌اش را «گرم و پایدار» توصیف کرده است. او هنگامی که نوجوان بود، عاشق ساختن و نوآوری چیزهای مختلف بود. او این مهارت را بعداً در تجربیات روان‌شناسی خود نیز به کار برد. اسکینر در سال 1926 از کالج همیلتون لیسانس زبان و ادبیات انگلیسی گرفت و مدّت زمانی را به کار نویسندگی پرداخت تا آن که با نوشته‌های واتسون و پاولوف آشنا شد. او با الهام از این نوشته‌ها تصمیم گرفت به کار نویسندگیش خاتمه دهد و وارد دانشکده روان‌شناسی دانشگاه‌ هاروارد شد.


اسکینر در سال 1945 به شهر بلومینگتون در ایالت ایندیانا رفت و رئیس دانشکده روان‌شناسی دانشگاه ایندیانا شد. او در سال 1948 به عنوان استاد روان‌شناسی به دانشگاه هاروارد بازگشت و تا پایان عمرش در همان جا باقی ماند. او یکی از پیشتازان رفتارگرایی بود و کارهایش تأثیرات ماندگار و گسترده‌ای در روان‌شناسی تجربی بجا گذاشته است. او همچنین مخترع جعبه اسکینر است که در آن‌، یک موش یاد می‌گیرد از طریق فشار دادن یک اهرم، غذا به دست آورد.

شهرت اسکینر بیشتر به خاطر پژوهش‌هایش در زمینه شرطی‌شدن عامل و تقویت منفی است. او دستگاهی ابداع کرد به نام «تراکم نگار» که سرعت و میزان پاسخدهی را به صورت یک خط شیب‌دار نشان می‌داد. او با استفاده از این دستگاه کشف کرد که رفتار، آن‌گونه که واتسون و پاولوف ادعا می‌کردند، به محرک قبلی بستگی ندارد. اسکینر در عوض کشف کرد که رفتارها به آنچه پس ازواکنش اتفاق می‌افتد وابستگی دارند. او این پدیده را رفتار عامل نامید.

اسکینر در پژوهش‌های خود در زمینه شرطی‌شدن عامل، برنامه‌های تقویت را کشف کرد و به تشریح آن‌ها پرداخت: برنامه‌های نسبتی ثابت، برنامه‌های نسبتی متغیر، برنامه‌های فاصله‌ای ثابت و برنامه‌های فاصله‌ای متغیر.

از دیگر ابداعات اسکینر می‌توان به «مراقب نوزاد» اشاره کرد. این نکته شایان ذکر است که «مراقب نوزاد» شبیه «جعبه اسکینر» نبود که در پژوهش‌های تجربی اسکینر به کار رفته بود. او این تخت نوزاد با گرمای داخلی و یک پنجره طلقی را در پاسخ به درخواست همسرش در مورد یک تخت امن‌تر نسبت به تخت‌های سنتی، درست کرد.

اسکینر در طول حیات پربارش به جوایز ارزنده‌ای دست یافت که از آن میان می‌توان به موارد زیر اشارده کرد:
  • 1968- نشان ملّی علوم از دست لیندون جانسون، رئیس جمهوری وقت آمریکا
  • 1971- نشان طلایی بنیاد روان‌شناسی آمریکا
  • 1972- جایزه انسان سال ( Human of the Year )
  • 1990- تقدیر به خاطر یک عمر مشارکت برجسته در پیشبرد روان‌شناسی



طبقه بندی: زندگینامه مشاهیر،
[ شنبه 28 آبان 1390 ] [ 10:12 ب.ظ ] [ احد عبدالمحمدی ]


امروزه کلماتی وجود دارد که این کلمات بعضی از اوقات ظاهراً شبیه هم هستند اما معنای آنها متفاوت است و در جامعه متاسفانه مترادف به هم به کار برده می‌شود مثبت اندیشی، منفی بافی و بی‌خیالی نمونه‌ای از این کلمات است.

 

منفی‌باف‌ها:

افرادی که منفی‌بافی می‌کنند، معمولا خصوصیات اخلاقی شبیه افراد وسواسی دارند، این افراد طوری هستند که همیشه سعی می‌کنند نیمه خالی لیوان را دیده و برای هرکاری بیش از اندازه انرژی بگذارند و کلماتی از قبیل «نمی شود» و «نمی توانم» به کار می‌برند.

این افراد با وجود اینکه وقت می‌گذارند و دوره‌های مشاوره‌ایی طولانی را سپری می‌کنند و همیشه سعی دارند کمال گرا و بهترین باشند در نهایت از سرانجام کارشان رضایت ندارند.

بی‌خیال‌ها:

گروه دیگر از شخصیت ها که نقطه مقابل منفی‌باف‌ها هستند، این افراد برنامه‌ریزی خاصی ندارند.

بی‌خیال‌ها موضوعات را خیلی سریع و با تکیه بر هیجانات و احساساتشان انجام می‌دهند و خیلی راحت و کمال آرامش ممکن است یک موضوع خیلی مهم را پشت گوش بیندازند و یا به فردا موکول کنند. این امر باعث می‌شود کارهایشان را طبق برنامه‌ریزی و هدفمندی انجام ندهند و یا از مشاوره استفاده نکنند.

این دسته از افراد به خود هیچ آسیبی نمی‌رسانند و بیشتر با ناهماهنگی‌هایشان و یا بی‌برنامه‌ریزی‌ دیگران را به مشکل و زحمت می‌اندازند.

در صورتیکه افراد منفی‌باف با دقت زیاد مراقب هستند که دیگران از رفتار آنها متضرر نشود و از خودشان بیشتر انرژی مصرف می‌کنند و در نتیجه لذت و رضایت از زندگی ندارند؛ ولی افرادی که بی‌خیال هستند به خاطر همین خصوصیاتشان بیشتر مشکلات را برای اطرافیان به وجود می‌آورند و خودشان ضربه نمی‌خورند.

مثبت‌اندیش‌ها:

در بعضی از مواقع افراد جامعه مثبت‌اندیشی را معادل بی‌خیالی می‌دانند خیلی‌ها اگر زیاد از حد مثبت‌گرا شوند، شاید به بی‌خیالی برسند و این خود مرز و حدی دارد.

حد تعادل بین مثبت اندیشی تا بی‌خیالی واقعه‌گرایی است. اگر بخواهیم بدانیم که به دلیل چه چیزی این نگرش‌ها در فرد به وجود می‌آید؛ عواملی مانند آموزش اطرافیان در فرد و یا مسایل و مشکلات و همچنین تجربیات در جامعه می تواند تاثیر گذار باشد و یک نکته مهم دیگر خصوصیات شخصیتی فرد است. افراد مختلف براساس خصوصیات شخصیتی شان واکنش نشان می‌دهند.

افراد مثبت اندیش معمولاً نیمه پر لیوان را می‌بینند که در نهایت یک انسان مثبت اندیش نباید مانع واقع‌گرایی آنها شود و اگر از مرز واقع‌گرایی بگذرد به حد بی‌خیالی می‌رسد.

یک فرد مثبت اندیش باید واقعیت را بپذیرد و ببیند. برای اتفاق واقعی‌ که می‌بیند برنامه‌ریزی، از مشاوره دیگران استفاده و سعی کند در آن شرایط بهترین کار را با دید مثبت انجام دهد و با خود بگوید:«من این تلاشم را انجام می‌دهم و امیدوارم به نتیجه می‌رسد.»

این مثبت اندیشی باعث می‌شود با مشکلات راحت‌تر بجنگد و تصمیم عاقلانه بگیرد و از مشاوره و دیگران بهتر استفاده کند و با انرژی بیشتر به سمت هدف خودش جلو برود.

اگر آن واقع‌گرایی در فرد از بین برود؛ یعنی فرد شرایط و مشکلات را نبیند و برایش مشکلی به وجود آید و نتواند برای آن برنامه‌ریزی داشته باشد و بدون مشاوره و بدون استفاده از برنامه‌ریزی و روش‌های علمی بخواهد کارش را پیش ببرد تبدیل به یک فرد بی‌خیال می‌شود .

ما باید خط باریک و میانه‌روی را بین مثبت اندیشی و بی‌خیالی بوجود آوریم و مشکلات را ببینیم و برای آن برنامه ریزی کنیم و با توجه به شرایط‌مان آن برنامه را پیاده کنیم.

یک فرد منفی‌باف و یا کمال‌گرا ممکن است مشکلات را بیش از اندازه آن بزرگ کنند و نکات مثبت را نبینند؛ اما یک فرد واقعه‌گرای مثبت اندیش مشکلات و همین طور نکات مثبت را هم می ‌یند و برنامه ریزی می‌کند.

در این زمینه می‌توان به مثالی اشاره کرد:« روزی حواریون همراه حضرت عیسی در حال رفتن به مکانی بودند و در میان راه با لاشه سگی برخرود کردند، حواریون گفتند چه بوی تعفن و بدی می‌دهد، اما حضرت عیسی گفت چه دندان های سفید و قشنگی دارد.»





طبقه بندی: مطالب علمی روانشناسی،
[ شنبه 28 آبان 1390 ] [ 10:03 ب.ظ ] [ احد عبدالمحمدی ]

آیا فکر می
کنید که روانشناسی فقط به درد دانشجویان، استادان و درمانگران میخورد؟ اگر این گونه فکر میکنید بهتر است در آن تجدید نظر کنید. زیرا روانشناسی، هم موضوعی نظری و هم کاربردی است و به شیوههای گوناگون میتواند مورد استفاده قرار گیرد.



بقیه در ادامه مطلب...

ادامه مطلب

طبقه بندی: درباره رشته،
[ سه شنبه 24 آبان 1390 ] [ 10:14 ب.ظ ] [ احد عبدالمحمدی ]

پس از آن که روان شناسی به عنوان یک علم جداگانه از دل فلسفه و زیست شناسی بیرون آمد، بحث درباره چگونگی تشریح و توصیف ذهن و رفتار انسان نیز آغاز شد. نخستین مکتب فکری در روان شناسی، «ساختارگرایی» بود که توسط ویلهلم ووندت، بنیان گذار نخستین آزمایشگاه روان شناسی، ارائه گردید. تقریباً بلافاصله پس از آن، سایر نظریه ها نیز مطرح شدند و هر کدام موافقان و مخالفانی یافتند.
در زیر، به برخی از مهم ترین مکاتب فکری در روان شناسی که بر دانش و درک ما از این رشته تاثیرگذار بوده اند اشاره شده است:


● ساختارگرایی در برابر کارکرد گرایی
ساختار گرایی نخستین مکتب فکری روان شناسی است و بر شکستن فرایندهای ذهنی به پایه ای ترین مؤلفه ها تمرکز دارد. مهم ترین متفکران ساختارگرا، ویلهلم ووندت و ادوارد تیچنر بوده اند.
کارکردگرایی در واکنش به نظریه ساختارگرایی شکل گرفت و به شدّت تحت تاثیر کارهای ویلیام جیمز است. مهم ترین متفکران کارکردگرا، جان دیوئی و هاروی کَر بوده اند.


● رفتارگرایی
رفتارگرایی در طول دهه ۱۹۵۰، مکتب فکری مسلّط بود. رفتارگرایی که بر پایه کارهای متفکرانی چون جان واتسون، ایوان پاولوف و اسکینر قرار دارد، کلیه رفتارهای انسان را توسط علل و عوامل محیطی، به جای نیروها و عوامل درونی، قابل توضیح و تشریح می داند. رفتارگرایی بر رفتار مشاهده پذیر تمرکز دارد. نظریه های یادگیری از جمله شرطی شدن کلاسیک و شرطی سازی عامل، مورد پژوهش های گسترده ای قرار گرفته اند.


● روان کاوی
زیگموند فروید بنیان گذار رویکرد روان کاوانه بود. این مکتب فکری بر تاثیر ذهن ناهشیار یا ناخودآگاه بر رفتار انسان تاکید دارد. فروید عقیده داشت که ذهن انسان از سه عنصر نهاد، خود و فراخود تشکیل شده است. از دیگر متفکران معروف این مکتب فکری می توان آنا فروید، کارل یونگ و اریک اریکسون را نام برد.


● روان شناسی انسان گرایانه
این مکتب فکری در پاسخ به روان کاوی و رفتارگرایی به وجود آمده است. روان شناسی انسان گرایانه بر خلاف آن دو، بر اراده آزاد انسان، رشد شخصی و خودشکوفایی تمرکز دارد. مهمترین متفکران انسان گرا آبراهام مزلو و کارل راجرز هستند.


● روان شناسی گشتالت
روان شناسی گشتالت بر پایه این ایده است که ما چیزها را به صورت یک کلّ یکنواخت تجربه می کنیم. این رویکرد به روان شناسی ابتدا در آلمان و اتریش و در خلال قرن نوزدهم در پاسخ به رویکرد جزئی نگر ساختارگرایی پدید آمد. این متفکران به جای شکستن افکار و رفتار به کوچکترین عناصر، عقیده دارند که باید کلّ تجربه را مورد نظر قرار داد. به عقیده آن ها، کلّ بزرگتر از مجموع اجزا است.
گشتالت یک اصطلاح آلمانی است که معادل های متعدد از جمله فرم، شکل بندی، هیئت و کلّ برای آن پیشنهاد شده است.


● روان شناسی شناخت
روان شناسی شناخت، شاخه ای از روان شناسی است که به مطالعه فرایندهای ذهنی شامل چگونگی تفکر، ادراک، به یادآوردن و یادگیری می پردازد. این شاخه از روان شناسی، به عنوان بخشی از حوزه بزرگتر علوم شناختی، با سایر رشته ها مانند علم اعصاب، فلسفه و زبان شناسی ارتباط دارد.
یکی از تأثیرگذارترین نظریه های این مکتب فکری، نظریه مراحل رشد شناختی است که توسط ژان پیاژه ارائه شده است.  
 



طبقه بندی: درباره رشته،
[ دوشنبه 23 آبان 1390 ] [ 01:27 ق.ظ ] [ احد عبدالمحمدی ]
1- هر چند سراب امید ما را می فریبد، اما دست كم دوره زندگی ما را با خوشی به پایان می رساند.((هامرلینگ))


2- شش راه برای جلب محبت مردم :1- صمیمانه نسبت به غیر، علاقه مند باشید. 2- تبسمی بر لب داشته باشید. 3- به یاد بیاورید كه نام هر كس برای او شیرین ترین و مهمترین لغت قاموسهاست.4- شنیدن را بیاموزید، طرف خود را به شوق آورید كه از خود سخن بگوید.5- با مخاطب از آنچه دوست دارد صحبت كنید.6- صمیمانه و صادقانه اهمیت او را برا ی خودش آشكار سازید.((دیل كارنگی))



3- اگر برای رسیدن به خواهشها و آرزوهای خود زورگویی پیشه کنیم، پس از چندی کسانی را در برابرمان خواهیم دید که دیگر زورمان به آنها نمی رسد.((اُرد بزرگ))


4- امید دارویی است كه شفا نمی دهد، اما درد را قابل تحمل می كند.((مارس آشار))


5- زیاد زیستن كمابیش آرزوی همه است، اما خوب زیستن آرمان یك عده معدود.((ج.هیوز))





طبقه بندی: سخن بزرگان،
[ یکشنبه 22 آبان 1390 ] [ 12:08 ب.ظ ] [ احد عبدالمحمدی ]


آنافروید دختر كوچك زیگموند فروید در سال 1895 در شهر وین چشم به دنیا گشود ودرسال 1982 در لندن وفات یافت.فروید نام او را مثل سایر فرزندانش به نظور استمرار خاطره خویشاوندان ودوستان برگزید.فروید درباره انتخاب نام فرزندان خود گفته بود:من به این نكته پای بند بودم كه انتخاب نام فرزندانم تابع مد روز نباشد بلكه یادآور خاطره عزیزانی باشد كه آنها را از دست داده ایم.با دادن نام آنها به كودكان گویی دوباره به زندگی بازگشته اند.آیا برای ما تنها جاویدان شدن داشتن فرزندان نیست؟ آنا فروید زندگی خود را وقف روان تحلیل گری كودكان كرد.او روان تحلیل گری را در وین آموخت.تحلیل آموزشی وی همواره به صورتی اسرار آمیز باقی ماند.احتمال دارد كه قسمتی از این تحلیل را از پدرش زیگموند فروید به عده گرفته باشد. آنا فروید روان تحلیل گری كودكان را بنیان نهاد. وی در كنفرانس های آموزشی وین شركت كرد وازسال 1937 اداره یك كودكستان تجربی مخصوص كودكان فقیر را در وین به عهده گرفت. پس از مهاجرت به انگلستان در سال1940 به تاسیس پرورشگاههای هامستد پرداخت. یعنی نهادی برای كودكان یتیم یا كودكانی كه از والدینشان جدا شده بودند. مشكلات اواخر زندگی فروید غالبا بر دوش دختر وی آنا سنگینی كردند و او این بار سنگین را در مدت پانزده سال پایانی زندگی پدرش به گونه ای تحسین آمیز به دوش كشید. آنا در سال 1932 به دلیل بیماری پدرش خطابه او را كه باید در خانه گوته به مناسبت اعطای جایزه گوته از طرف شهر فرانكفورت به فروید ایراد می گردید قرائت كرد. برای مثال آنا فروید نشان داد كه كودكان به تدریج از خود محوری یعنی بی توجهی به كودكان دیگر فاصله می گیرند ونسبت به همكلاسی های خود نگرش و موضع دیگری محوری اتخاذ می كنند وبا آنها مثل انسانهای واقعی رابطه برقرار می كنند.




طبقه بندی: زندگینامه مشاهیر،
[ شنبه 21 آبان 1390 ] [ 01:45 ب.ظ ] [ احد عبدالمحمدی ]

1- یه روز حوا از آدم می پرسه: دوستم داری؟ آدم می گه: چاره دیگه ای هم دارم؟



2- از یه نفر تو سفارت آمریکا می پرسن اسمت چیه؟ می گه : POWER GOD NEW DAYS
می پرسن معنیش چیه؟ می گه: قدرت الله نوروزی!!!




3- حوا وقتی زن آدم شد5 تا شانس آورد:

1.مادر شوهر نداشت
2.خواهر شوهر نداشت
3.هوونداشت
4.جاری نداشت
5.شوهرش آدم بود




4- به یارو میگن چرا خودترو به سپر ماشین میمالی مگه می خوام اوقات فراغتم سپری بشه



5- یه آدم لنگ با کشتی میره سفر، وقتی برمی گرده، می پرسن: سفر خوب بود؟ میگه نه بابا همش استرس داشتم. چون هی می گفتن لنگرو بندازین تو آب!

 



طبقه بندی: لطیفه ها،
[ جمعه 20 آبان 1390 ] [ 02:07 ب.ظ ] [ احد عبدالمحمدی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 5 :: 1 2 3 4 5

درباره وبلاگ

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
همه
چی
آرومه